عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
56
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
آن گه صفت متّقيان و حليت ايشان در گرفت گفت : الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ خداى را ناديده دوست دارند و بيگانگى وى اقرار دهند و بيكتايى وى در ذات و صفات بگروند و پيغامبر وى را ناديده استوار گيرند و رسالت وى قبول كنند و به راه سنّت وى راست روند و پس از پانصد سال سياهى بر سپيدى بينند بجان و دل قبول كنند . و پيغام كه گزارد و خبر كه داد از عالم ملكوت و سدره منتهى و جنّات مأوى و عرش مولى و عاقبت اين دنيا ، بدرستى آن گواهى دهند . و به همه بگروند . ايشانند كه مصطفى ( ع ) ايشان را برادران خواند و گفت : - واشوقاه الى لقاء اخوانى ! وَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ - نماز كنند كه گويى در اللَّه مىنگرند و با وى راز ميكنند ، تصديقا لقوله عليه السّلام : اعبد اللَّه كانّك تراه فان لم تكن تراه فانّه يراك و قال صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم « انّ العبد و اقام فى الصّلاة فانّما هى بين عينى الرّحمن جلّ و عزّ ، فاذا التفت يقول اللَّه عزّ و جل : - ابن آدم الى من تلتفت الى خير لك منّى تلتفت ابن آدم ، اقبل علىّ فانا خير لك ممّن تلتفت اليه . » كوش تا آن ساعة كه به نماز در آيى انديشه با نماز دارى و دل با راز پردازى و بادب باشى و دل از نعمت برگردانى و قدر راز ولى نعمت بدانى ، كه دون همت و مختصر كسى باشد كه راز ولى نعمت يافت و دل بنعمت مشغول داشت . وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ - در صفت متقيان بيفروزد گفت - نواختى كه برايشان نهاديم و نعمتى كه ايشان را داديم بشكر آن نعمت قيام كنند ، بفرمان شرع درويشان را نوازند و با ايشان مواساة كنند ، و نايبان حق دانند در فراگرفتن صدقات ، و اين خود راه عموم مسلمانانست كه فريضه گزارند يا اندكى به تبرّع بيفزايند . امّا راه اهل حقيقت درين باب ديگرست كه ايشان هر چه دارند بذل كنند و نيز خود را مقصّر دانند . يكى پيش شبلى آمد گفت - در دويست درم چند زكات واجب شود ؟ گفت - از آن خود ميرسى يا از آن من ؟ گفت تا اين غايت ندانستم كه زكات من ديگرست و زكات شما ديگر ؟ اين را بيان كن . گفت - اگر تو دهى پنج درم واجب شود و اگر من دهم جمله دويست درم و پنج درم شكرانه بر سر عامهء امت كه فريضهء زكات گزارند . حاصل كار ايشان آنست كه گويند بار خدايا به آنچه داديم از ما راضى و خشنود هستى و اهل خصوص كه جملهء مال